نیلفور > ادبیات، شعر و داستان صفحات: ٢٧٠٢، ارسال: ١١٨۵، پاسخ: ٢٠۴۵

هدف از ایجاد گروه ادبیات، ایجاد فضایی مناسب برای فعالیت کاربران در زمینه ادب، تاریخ و فرهنگ ایران پارسی است.
از این رو فعالیت های شما کاربران را در زمینه های یادشده در قالب صفحات یا بحث های ایجادی با موضوعات مرتبط پذیراییم.
پس منتظریم...

توسط: raha93 ١٢ ارديبهشت ٩۶ - بازدید: ١۵۶ - ارسال: ٢ - پاسخ: ٩

 معرفی رمان های برترجهان
باهم نگاهی به رمان های روز دنیاوپرفروش ترین ها میندازیم.شاید که شخصی حتی یک نفر به خرید کتاب ترغیب و تشویق بشه

توسط: @لیدا ٧ ارديبهشت ٩۶ - بازدید: ١٢۶ - ارسال: ٠ - پاسخ: ٠

 اهداف زندگیتون بنویسید ،؟
بزرگترین هدفتون تو زندگی چیه ؟؟؟؟برای ایندتون چه برنامه هایی دارید؟؟؟؟ به کدوم هدفتون و ارزتون تا حالا دست پیدا نکردید؟؟؟

توسط: @لیدا ٧ ارديبهشت ٩۶ - بازدید: ١٢٠ - ارسال: ٠ - پاسخ: ٠

 بزرگترین اشتباه زندگیت چی بوده ؟
بزرگترین اشتباه زندگیت چی بوده؟؟؟؟؟هر اشتباهی تاوان داره هرچی دلت میخواد بگو

توسط: mohammadtaha ٣٠ فروردين ٩۶ - بازدید: ٧١ - ارسال: ٠ - پاسخ: ٠

 هروز یک شعر
هر روز یک شعر
شعر غزل شعر نو
شعر زیبای زندگی هست
شعر یعنی یک سلام از من به تو
شعر یعنی سلام پاییز
شعر یعنی خش خش برگ احساس شاعر برای توصیف زیبای خدا
یک بیت شعر بنویس از برای احساست

توسط: mohammadtaha ٢٩ فروردين ٩۶ - بازدید: ۶٨ - ارسال: ٠ - پاسخ: ٠

 شازده کوچولو
آن وقت بود که سر و کله‌ی روباه پیدا شد.
روباه گفت: – سلام.
شهریار کوچولو برگشت اما کسی را ندید. با وجود این با ادب تمام گفت: – سلام.

صدا گفت: – من این‌جام، زیر درخت سیب..
شهریار کوچولو گفت: – کی هستی تو؟ عجب خوشگلی!
روباه گفت: – یک روباهم من.
شهریار کوچولو گفت: – بیا با من بازی کن. نمی‌دانی چه قدر دلم گرفته..
روباه گفت: – نمی‌توانم بات بازی کنم. هنوز اهلیم نکرده‌اند آخر.
شهریار کوچولو آهی کشید و گفت: – معذرت می‌خواهم.
اما فکری کرد و پرسید: – اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت: – تو اهل این

توسط: mohammadtaha ٢٩ فروردين ٩۶ - بازدید: ۶٩ - ارسال: ٠ - پاسخ: ٠

 . . اَز تـو کِـ ه میـنـویسـَم . .
اَز تـو کِـ ه میـنـویسـَم ؛
جُمَـلـآتَـم بـ ـی اِرـآده عـآشـقانـه میـشـَوَنـد...
شـِعـر میـشَوَنـد ..
تَمـآم ِ اِحسـاسَـم رـوی کـآغَـذ میـدَوَد ...
و مَـن هـرچـه اَز تـو میـخواهَـم مینگـارم..
تـو میـخـوانـی ...
اوَل کَمی مَکثـ ...
و سـپس لـبخند میـزنی..

توسط: mohammadtaha ٢٩ فروردين ٩۶ - بازدید: ٧۶ - ارسال: ٠ - پاسخ: ٠

 . . اَز تـو کِـ ه میـنـویسـَم . .
اَز تـو کِـ ه میـنـویسـَم ؛
جُمَـلـآتَـم بـ ـی اِرـآده عـآشـقانـه میـشـَوَنـد...
شـِعـر میـشَوَنـد ..
تَمـآم ِ اِحسـاسَـم رـوی کـآغَـذ میـدَوَد ...
و مَـن هـرچـه اَز تـو میـخواهَـم مینگـارم..
تـو میـخـوانـی ...
اوَل کَمی مَکثـ ...
و سـپس لـبخند میـزنی..

توسط: mohammadtaha ٢٩ فروردين ٩۶ - بازدید: ۶٧ - ارسال: ٠ - پاسخ: ٠

 شهـید
شهادت قلّه کمال

شهادت از برترین واژه های فرهنگ اسلامی و از مقدّس ترین مفاهیم معارف الهی است. شهادت اوج کمال انسان است، آنگاه که انسان تمام هستی خود را یکجا نثار معبود می کند و قطرة وجودش به دریای بیکران هستی مطلق می پیوندد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «فوق کلّ ذی برٍّ برٌّ حتی یقتل فی سبیل الله، فاذا قُتِلَ فی سبیل الله فلیس فوقه برّ؛(1) بالاتر از هر خیر و نیکی، خیر و نیکی وجود دارد تا انسان در راه خدا کشته شود که بالاتر از کشته شدن در راه خدا، خیر و نیکی یافت نشود.»
همچنین پیغمبراک

توسط: mohammadtaha ٢٩ فروردين ٩۶ - بازدید: ۶۵ - ارسال: ٠ - پاسخ: ٠

 عاشق خسته
هر چند کسی میان ما حایل نیست
اما نگهت به سوی من مایل نیست
گفتم قسمت دهم ، ولی میگـو یند
چشم تو به هیچ مذهبی قایل نیست . . .
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد
نه التـــمـاس هـــایم را
و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…
به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی
درخـتـی از غــــرور کـاشـتم
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..
امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!

توسط: mohammadtaha ٢٩ فروردين ٩۶ - بازدید: ۶۶ - ارسال: ٠ - پاسخ: ٠

 عبید زاکانی
خواب دیدم قیامت شده است. هرقومی را داخل چاله‏ای عظیم انداخته و بر سرهر چاله نگهبانانی گرز به دست گمارده بودند الا چاله‏ ی ایرانیان. خود را به عبید زاکانی رساندم و پرسیدم: «عبید این چه حکایت است که بر ما اعتماد کرده نگهبان نگمارده‏اند؟»گفت:....

می‌دانند که به خود چنان مشغول شویم که ندانیم در چاهیم یا چاله.»خواستم بپرسم: «اگر باشد در میان ما کسی که بداند و عزم بالا رفتن کند...» نپرسیده گفت: گر کسی از ما، فیلش یاد هندوستان کند خود بهتر از هر نگهبانی پایش کشیم و به تهِ چاله باز گردانیم!